ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | |||||
3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
۩۩۩ ☫ برآستان جانان (طریقت) نظامی ☫ ۩۩۩
بسم الله الرحمن الرحیم / هست کلیدِ درِ گنجِ حکیم
پیشوجودِ همه آیندگان / بیشبقایِ همه پایندگان
اوّل و آخر، به وجود و صفات / هستکن و نیستکنِ کاینات
کیست درین دیرگهِ دیرپای / کو «لِمَنالمُلک» زند جز خدای؟
روضۀ ترکیبِ تو را حور ازوست / نرگسِ بینایِ تو را نور ازوست
هرچه جز او هست، بقائیش نیست / اوست مقدّس که فنائیش نیست
خنده به غمخوارگیِ لب کشاند / زهره به خنیاگریِ شب نشاند
*&*
ای همه هستی ز تو پیدا شده / خاکِ ضعیف از تو توانا شده
زیرنشینِ عَلَمت کاینات / ما به تو قائم، چو تو قائم به ذات
هستیِ تو صورتِ پیوند نه / تو به کس و، کس به تو مانند نه
هر که نه گویایِ تو، خاموش بِه / هر چه نه یادِ تو، فراموش بِه
در بیت اول : خاک ضعیف : استعاره از انسان
در بیت سوم : معنی مصراع اول : هستی تو به صورت پیوند و تولد نیست: «لم یلد ولم یولد». .
( مخزنالاسرار نظامی )
ای باد، حدیثِ من نهانش میگو / سوزِ دلِ من به صد زبانش میگو
اما نه بدان سان که ملالش گیرد / میگو سخنی و در میانش میگو
( رباعیّات نظامی )
۩۩۩ ☫ برآستان جانان (طریقت) نظامی ☫ ۩۩۩
بسم الله الرحمن الرحیم / هست کلیدِ درِ گنجِ حکیم
پیشوجودِ همه آیندگان / بیشبقایِ همه پایندگان
اوّل و آخر، به وجود و صفات / هستکن و نیستکنِ کاینات
کیست درین دیرگهِ دیرپای / کو «لِمَنالمُلک» زند جز خدای؟
روضۀ ترکیبِ تو را حور ازوست / نرگسِ بینایِ تو را نور ازوست
هرچه جز او هست، بقائیش نیست / اوست مقدّس که فنائیش نیست
خنده به غمخوارگیِ لب کشاند / زهره به خنیاگریِ شب نشاند
*&*
ای همه هستی ز تو پیدا شده / خاکِ ضعیف از تو توانا شده
زیرنشینِ عَلَمت کاینات / ما به تو قائم، چو تو قائم به ذات
هستیِ تو صورتِ پیوند نه / تو به کس و، کس به تو مانند نه
هر که نه گویایِ تو، خاموش بِه / هر چه نه یادِ تو، فراموش بِه
در بیت اول : خاک ضعیف : استعاره از انسان
در بیت سوم : معنی مصراع اول : هستی تو به صورت پیوند و تولد نیست: «لم یلد ولم یولد». .
( مخزنالاسرار نظامی )
ای باد، حدیثِ من نهانش میگو / سوزِ دلِ من به صد زبانش میگو
اما نه بدان سان که ملالش گیرد / میگو سخنی و در میانش میگو
( رباعیّات نظامی )